از آخرین روز کارگاه ویرایش خاطره‌ای خوب و خاطره‌ای بد دارم

دورهٔ ۱۰۸ ویرایش و درست‌نویسی، در سرخه
مرداد۱۳۹۴
منا نجار

تابستان امسال در کارگاه ویرایش و درست‌نویسی که در فرهنگ‌سرای باران سرخه برگزار شد، شرکت کردم. تصور من از ویرایش، قبل از گذراندن این دوره، محدود به ویرایش صوری بود؛ اما بعد از حضور در کارگاه ویرایش، متوجه شدم تصوری که داشتم، همانند قطره در دریا بوده است.

جلسهٔ اول کارگاه اصلاً برایم جالب نبود؛ هم به این دلیل که فضای کلاس سنگین بود و هم اینکه مباحث، توضیحی و خسته‌کننده بود؛ اما از جلسهٔ دوم به بعد، تازه کلاس جذاب شد. به کلاس‌هایی که در آن باید فقط شنونده باشم، هیچ علاقه‌ای ندارم و همیشه در این کلاس‌ها فقط حضور فیزیکی دارم؛ اما خوشبختانه متوجه شدم که این کارگاه تعاملی برگزار می‌شود و اگر کسی خودش هم دوست داشته باشد، نمی‌تواند بنشیند و فقط گوش کند؛ باید در کلاس هم گوینده و هم شنونده باشد. همچنین دیگر از سنگینی فضای کلاس خبری نبود و کلاس شاد و سرزنده‌ای داشتیم.

بعد از اتمام این دوره مطالب مفید و خیلی خوبی یاد گرفتم. از آخرین روز کارگاه ویرایش خاطره‌ای خوب و خاطره‌ای بد دارم. خاطرهٔ بد این بود که لپ‌تاپ استاد گرامی از روی میز به زمین افتاد و خدا را شکر، به‌خیر گذشت و لپ‌تاپ جان سالم به ‌در برد؛ اما فقط فلش یکی از دوستان که به لپ‌تاپ وصل بود، سوخت. خاطرهٔ خوبی هم که در ذهنم ماندگار شد، تقدیری بود که عوامل اجرایی از استادمان کردند و زیباتر از آن‌هم، تشکر استاد از همسرش.

لینک کوتاه:

دیدگاه خود را بنویسید:

+ 36 = 44